
«الهى أذهلنى عن اقامة شكرك تنابع طولك و أعجزنى عن احصاء ثنائك فيض فضلك...»يعنى «پروردگارا، نعمتهاى پىدرپى تو مرا از اقامه شكر تو غافل نمود و فضل متوالى و متواتر تو مرا از بجا آوردن حمد و ستايش تو عاجز گردانيد...». «و هذا مقام من اعترف بسبوغ النعماء و قابلها بالتقصير و شهد على نفسه بالاهمال و التضييع و أنت الرؤف الرحيم البر الكريم الذى لا يخيب قاصديه و لا يطرد عن فنائه آمليه... فلا تقابل آمالنا بالتخييب و الاياس...» يعنى «پروردگارا، و اينك حال من، حال كسى است كه به نعمتهاى بىشمار و همه جانبه تو متوجه و معترف بوده و با تقصير در حق آنها با آنها روبر و گشته است و خود او شهادت مىدهد كه نعمتهاى تو را ضايع گردانيده و از آنها در طريق عبوديت استفاده نكرده است، وليكن تويى آن صاحب رأفت و رحمت و احسان و كرم كه هيچوقت آنانى را كه روى به تو مىآورند مأيوس و محروم نمىگردانى و آنها را كه چشم اميد به تو دارند از درگاهت دور نمىكنى... آلها، با اين اميدها كه به تو داريم، ما را مأيوس و محروم نفرما...». «... و قلدتنى مننك قلائد لا تحل و طوقتنى أطوا قالا تفل...»يعنى «.. واى خداى من، منتهاى بزرگ و بىشمار تو بر گردن من قلادهها و رشتهها انداخته كه هرگز گشوده نگردد،، و طوقها برگردنم افكنده كه رخنه بر نخواهد داشت...».گفتار خواجه عبدالله در منازل السائرين
صاحب منازل السائرين در خصوص اثر اول از آثار يقظه كه توضيح داديم، چنين
|
|51| |